خرداد 97
سلام و درود یک ماه دیگر از فصل زیبای بهار گذشت و خرداد هم کم کم به پایان میرسد و فصل تابستان با گرمای سوزانش نزدیک است. از اتفاقات ماهی که گذشت جانم برایت بگوید که ماه رمضان وارد شد و روزهای کاریمان ساعتش اندک تر شد و گل پسرمان هم در این یک ماه مهمان مادر بود و هیچ علاقه ای و ابراز دلتنگی برای مهد نداشت و هربار که حرف از مهد کودک میشد مقاومت شدیدی میکرد که من هنوز خونه ی مامانی هیچی نموندم و باید یه کم دیگر بمونم و اینطور بود که خرداد ماه را کاملا در کنار مامانی سر کرد و کلی لذت برد. ماه رمضون امسال هم مثل هر سال یک شب سعادتی بود و مهمانی داشتیم که به آرادی کلی خوش گذشت و با بچه ها تا تونست کلی همه جا رو برهم زد و ...







